تبلیغات
یک وبلاگ ضد صهیون

یک وبلاگ ضد صهیون

تاکید حماس بر قانونی بودن اسارت سرباز صهیونیستی

 نظامیان رژیم اشغالگر قدس به بهانه آزادی سرباز صهیونیستی و به منظور  تضعیف روحیه مبارزاتی ملت قهرمان فلسطین نوار غزه را آماج حملات وحشیانه خود قرار داده اند.

متاسفانه این تجاوزات با هدف قرار دادن پل ها، نیروگاه های برق و دیگر زیر ساخت های نوار غزه آغاز شد و دشمن صهیونیستی در سایه سکوت شرم آور محافل بین الملل و منطقه ای همچنان به حملات خود علیه غیر نظامیان فلسطین ادامه می دهد.

ما در جنبش مقاومت اسلامی "حماس" که خودش را برای دفاع از ملت فلسطین وقف کرده است ضمن محکوم کردن این تجاوزات بی رحمانه بر نکات زیر تاکید می کنیم:

1ـ عملیات "اوهام بر باد رفته" که به اجرا درآمد یک عملیات بی نظیر به شمار می رود و مبتنی بر مشروعیت سیاسی و قانونی مقاومت در برابر اشغالگران صهیونیست است ؛ مقاومتی که ادیان آسمانی و قوانین بین المللی بر آن صحه گذاشته اند. این عملیات علیه مواضع نظامی صورت گرفت، نه اهدف غیر نظامی؟

2ـ آنچه که صورت گرفت صرفا ربودن یک سرباز صهیونیستی نبود، بلکه یک اسارت قانونی به شمار می رود و مقاومت حق دارد که از این دستاورد در آزادی اسیران فلسطینی در بند نظامیان صهیونیست بهره ببرد.

3ـ تاکید مستمر مسئولان رژیم صهیونیستی و رسانه های آن بر اینکه رهبران حماس در خارج از فلسطین و دقیقا برادر مبارز آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس مسئول مستقیم "عملیات اوهام بر باد رفته" هستند، دروغی بیش نیست. این اقدامات تلاشی مذبوحانه برای صدور بحران داخلی این رژیم و سرپوش گذاشتن بر شکست ارتش رژیم غاصب صهیونیستی که ـ روزی ادعای شکست ناپذیری می کرد ـ و همچنین تلاشی برای کشاندن پای سوریه به این ماجرا جهت اعمال فشار بر این کشور و محاصره آن به شمار می رود.

4ـ ما تمامی گروه های مبارز فلسطین را به منظور رویارویی با تجاوزات و جنایات نظامیان رژیم اشغالگر قدس به وحدت و انسجام فرا می خوانیم. این تجاوزات و جنایات شخص مشخصی را نشانه نرفته است، بلکه هدف دشمن تضعیف روحیه ملت فلسطین است. همچنین فلسطینیان داخل و خارج را به آمادگی جهت مصاف طولانی مدت و نبردی شدید با دشمن صهیونیستی فرا می خوانیم.

5ـ ما امت های عربی و اسلامی خود را به همبستگی با ملت فلسطین و تلاش برای تشکیل یک اهرم فشار بر دولت ها و حکومت ها دعوت می کنیم تا در دفاع از ملت فلسطین و پایان بخشیدن به تجاوزات و جنایات صهیونیست ها علیه ملت فلسطین احساس مسئولیت کنند.

حماس ضمن تبریک و تسلیت به مناست شهادت "حامد الرنتیسی" و "محمد فروانه" که در جریان این عملیات به مقام عظمای شهادت نائل آمدند، شجاعت این برادران را که از دل زمین برخاستند و اوهام "اسراییلی" را بر باد دادند ارج می گذارد و به اسیران و بازداشت شدگانمان که در پشت زندان های صهیونیستی به سر می برند تاکید می کند که فداکاری ها و جانفشانی های آنان به هدر نخواهد رفت و حماس همواره نام آنان را زنده و جاوید نگه خواهد داشت و از فرزندان ملت ما و امت های عربی و اسلامی دفاع خواهد کرد. 

"سرانجام این جهاد پیروزی یا شهادت است"

  جنبش مقاومت اسلامی حماس – فلسطین

چهارشنبه  3 جمادى الآخره 1427هـ 

 برابر با 28 حزیران (یونیو) 2006م
 

 



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :خبر ،
  • ارتش اسرائیل، بااخلاق‌ترین ارتش جهان!

    پس از كشتارهای بی‌رحمانه نیروهای رژیم صهیونیستی در نوار غزه، «ایهود اولمرت»، ارتش اسرائیل را «بااخلاق‌ترین ارتش جهان» دانست!

    به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی «المحیط»، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل در نشست هفتگی كابینه‌اش روز یكشنبه مدعی شد: ارتش اسرائیل، بااخلاق‌ترین ارتش جهان است و هرگز از سیاست حمله به شهروندان پیروی نمی‌كند!

    وی ضمن ابراز تأسف از كشته شدن جمعی از اعضای یك خانواده فلسطینی در حملات اخیر اسرائیل در نوار غزه عنوان داشت كه به «امیر پرتز»، وزیر جنگ اسرائیل فرمان داده تا درخصوص این حملات هوایی كه غیرنظامیان فلسطینی را مورد هدف قرار داده، تحقیق كند.

    نیروهای صهیونیستی جمعه شب در اقدامی وحشیانه با بمباران مناطق ساحلی نوار غزه 15 شهروند فلسطینی را به شهادت رسانده و ده‌ها تن دیگر را مجروح ساختند كه هفت تن از این شهدا از اعضای یك خانواده بودند.

    در حمله هوایی رژیم اسرائیل به اردوگاه آوارگان فلسطینی در «جبالیه» واقع در نوار غزه نیز یكی از اعضای گروه جهاد اسلامی فلسطین به شهادت رسیده و یك تن دیگر مجروح شد.

    خبرگزاری «شینهوا» نیز به نقل از شاهدان و منابع امنیتی اعلام كرد، در حمله هوایی اسرائیل به شمال نوار غزه دو تن از مبارزان حماس كشته شدند.
    منبع: بازتاب



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :خبر ،
  • هاست صلواتی

    توجه   توجه

    از دوستان حزب الله و ضد صهیون هر کی مشکل هاست داره و یا دنبال هاست می گرده می تونه به محمد مسیح میل بزنه

    هاست صلواتی برای جلوگیری از بسته شدن سایتهای اسلامی توسط سرورهای آمریکایی

    می تونید با این ایمیل ارتباط برقرار کنید: MohammadMasih.Mahdavi@gmail.com

    صلوات یادتون نره



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :خبر ،
  • پدر رئیس‌جمهور درگذشت

    پدر رئیس‌جمهور درگذشت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جناب آقای دکتر احمدی‌ نژاد
    ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

    درگذشت پدر بزرگوارتان را که از مردان صالح و مؤمن و انقلابی بودند به جنابعالی و دیگر فرزندان آن مرحوم و والده‌ مکرّمه تسلیت عرض می کنم و رحمت و مغفرت الهی را برای ایشان و دوام تایید و توفیق جنابعالی را از خداوند متعال مسألت می نمایم.

    سید علی خامنه ‌ای
    9/ خرداد/1385   



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :خبر ،
  • راشل ( نامه شماره ۳ )

     دلم واقعا برایت تنگ شده. شب‌ها کابوس‌های وحشتناکی می‌بینم. تانک‌ها و بولدوزرها را می‌بینم که دور خانه را گرفته‌اند و من و تو هم داخل خانه هستیم. گاه، آدرنالین نقش بی‌حس کننده بازی می‌کند. در چند هفته اخیر، غروب‌ها یا در طول شب، اوضاع را در ذهنم مرور می‌کنم. من واقعا برای این مردم نگرانم. دیروز، پدری دست دو بچه‌اش را گرفته بود و در تیررس تانک‌ها، تفنگچی‌ها، بولدوزرها و جیپ‌های ارتشی، می‌گشت و می‌خواست آنها را از آنجا دور کند، چون فکر می‌کرد خانه‌اش را با دینامیت منفجر می‌کنند. من و «جنی» همراه چند زن و دو بچه کوچک، داخل خانه ماندیم. در واقع، این ما بودیم که به خاطر یک اشتباه در ترجمه، این گمان را برای او ایجاد کرده بودیم که خانه‌اش منفجر خواهد شد. در حقیقت، سربازان اسرائیلی می‌خواستند یک تله انفجاری را از راه دور منفجر کنند، تله‌ای را که احتمالا مبارزان فلسطینی قبلا کار گذاشته بودند. در همین‌جا بود که روز یکشنبه، حدود ۱۵۰ مرد فلسطینی را در یک‌جا جمع کرده بودند و در حالی‌که تفنگ‌های سربازان اسرائیلی بالای سرشان آماده شلیک بود، تانک‌ها و بولدوزرها ۲۵ گلخانه و مخزن پرورش گل را خراب کردند، یعنی جایی را که ممر معاش ۳۰۰ نفر بود. تله، درست روبه‌روی گلخانه‌ها قرار داشت، درست در نقطه‌ای که تانک‌ها از آنجا وارد می شدند. من از دیدن آن مرد که فکر می‌کرد اگر با دو بچه‌اش از خانه خارج شود و آن‌طور در تیررس تانک‌ها بچرخد بیشتر در امان است، وحشت کرده بودم. من واقعا می‌ترسیدم که آنها کشته شوند، و برای همین سعی‌کردم خودم را بین آنها و تانک حائل کنم. این مسائل هر روزه پیش می‌آید. اما دیدن آن پدر که با دوتا بچه کوچولویش در بیرون سرگردان بود و بی نهایت غمگین به نظر می‌رسید، برایم لحظه بخصوصی را ساخته بود، شاید برای این‌که می دانستم که اشتباه ما در ترجمه بوده که باعث شده او از خانه‌اش بیرون برود. من خیلی روی حرف‌هایی که تو در تلفن گفتی، درباره این‌که خشونت‌های فلسطینی‌ها کمکی به حل قضیه نمی‌کند، فکر کردم. دو سال قبل، شش هزارنفر از اهالی رفح در اسرائیل کار می‌کردند، این کارگران، امروز فقط ششصد نفرند و از این ششصد نفر هم، بسیاری‌شان از اینجا رفته‌اند، چون سه پست‌بازرسی بین اینجا و «اشکلون» (نزدیک‌ترین شهر اسرائیل) دایر کرده‌اند که یک فاصله چهل دقیقه‌ای را که راه هر روزه کارگران بوده، تبدیل کرده به یک مسافرت دوازده ساعته و در واقع غیرممکن. به اضافه، رفح که در سال ۱۹۹۹(1378هـ ش) به عنوان سرچشمه رشد اقتصادی شناخته می‌شد، امروز کاملا ویران است. باند فرودگاه بین‌المللی غزه خراب و فرودگاه بسته شده، مرزهای تجاری که با مصر وجود داشت، حالا پر از تفنگداران ویژه و سربازان اسرائیلی است که در راه به کمین می نشینند. راه رسیدن به دریا، طی دو سال اخیر با ایجاد پست بازرسی و ایجاد مستعمره «گوش کاتفی» مسدود شده است. از شروع انتفاضه تاکنون، ششصد خانه در رفح خراب شده است. اکثریت ساکنان این خانه‌ها هیچ ارتباطی با مبارزان نداشتند، فقط، در نزدیک مرز زندگی می‌کردند. فکر می‌کنم، حتی از نظر رسمی، می توانیم بگوییم که امروز، رفح فقیرترین نقطه دنیاست، در حالی‌که در گذشته نزدیک، در اینجا یک طبقه متوسط وجود داشت. اخیرا شواهدی به‌دست آورده‌ایم که در گذشته، کشتی‌هایی که می‌باید گل‌های غزه را به سمت بازارهای اروپا ببرند، هفته‌ها برای کنترل امنیتی در معبر «ارض» منتظر می‌ماندند. به‌راحتی می‌توانی تصور کنی که شاخه‌های گل که بعد از دو هفته معطلی در کشتی به بازار می‌رسند، چه وضعی دارند و چه بازاری می‌توانند پیدا کنند. سرانجام هم، بولدوزرها آمدند و این مردم را از باغ و باغچه‌شان جدا کردند. چه چیز برای این مردم مانده؟ اگر پاسخی داری به من بگو. من ندارم. اگر هر کدام از ما زندگی آنها را می‌دیدیم؛ می‌دیدیم که چطور آسایش و رفاه از آنها سلب شده، می‌دیدیم که چطور با بچه‌های‌شان در جاهایی شبیه انبار و پستو زندگی می‌کنند؛ اگر این چیزها برای خودمان پیش می‌آمد و می دانستیم که سربازها، تانک‌ها و بولدوزرها می‌توانند هر لحظه برسند و تمام گلخانه‌هایی را که طی زمان ساخته‌ایم خراب کنند، خودمان را بزنند و همراه ۱۴۹ نفر دیگر، ساعت‌ها و ساعت‌ها بازداشت کنند. فکر کن، آیا برای دفاع از خودمان و از چیزهای اندکی که برای‌مان مانده، از هر وسیله‌ای، حتی خشونت‌آمیز، استفاده نمی‌کردیم؟ به نظر من چرا. من به این فکر می‌کنم، بخصوص وقتی باغ و باغچه‌های گل و میوه را می‌بینم که خراب شده، درخت‌های میوه را می‌بینم که بعد از سال‌ها زحمت، شکسته و نابود شده است. چقدر طول می کشد رویاندن و بزرگ کردن گیاهی، و این کار به چه اندازه عشق و محبت نیاز دارد. معتقدم که در شرایط مشابه، اکثریت مردم، هر طور که بتوانند، از خود دفاع می‌کنند. فکر می‌کنم عمو«گریچ» همین کار را می‌کند. فکر می‌کنم مادربزرگ هم این‌ کار را می‌کند. فکر می‌کنم خودم هم خواهم کرد. از من می‌خواهی که از مقاومت بدون خشونت حرف بزنم. دیروز، وقتی آن تله منفجر شد، شیشه‌های تمام خانه‌‌های مسکونی اطراف فرو ریخت. ما داشتیم چای می نوشیدیم و من می‌خواستم با آن دوتا کوچولو بازی کنم. تا الان، اوقات سختی را گذرانده‌ام. تحمل این‌ همه محبت و مهربانی برایم بسیار دشوار است، آن‌هم از جانب مردمی که مستقیما با مرگ رو در رو هستند. می‌دانم که در آمریکا، همه چیز اینجا اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد. صادقانه بگویم، گاه، ملاطفت مطلق این مردم که حتی در همان زمان که خانه و زندگی‌شان درهم کوبیده می‌شود، مشهود است، برای من سوررئالیستی است. برایم غیرقابل تصور است که آن‌چه در اینجا می گذرد، می‌تواند در دنیا پیش بیاید بدون این‌که اغتشاش و آشوب و جنجال عمومی در پی داشته باشد. اینها قلبم را به درد می‌آورد، همان‌طور که در گذشته هم برایم دردناک بود. چه چیزهای شنیعی که اجازه می‌دهیم در جهان بگذرد. بعد از اینکه با هم حرف زدیم، به نظرم آمد که تو حرف‌های مرا به‌طور کامل باور نمی‌کنی. البته فکر می‌کنم این‌طوری بهتر است، به خاطر این‌که من، روحیه انتقادی و مستقل را از همه چیز بالاتر می‌دانم و در ضمن فهمیده‌ام که در مقابل تو، نیازی ندارم که آنچه را فکر می‌کنم توجیه کنم. و برای این، دلایل زیادی هست، از جمله این‌که می‌دانم تو هم در تحقیقات خودت مستقل هستی. با این‌همه، در مورد کاری که می‌کنم نگرانم. مجموعه شرایطی که در بالا سعی کردم توضیح‌شان بدهم، و خیلی چیزهای دیگر، به‌ تدریج چیزی را می‌سازد؛ اغلب پنهان اما عظیم و سنگین. یعنی حذف و تخریب قابلیت گروه خاصی از مردم برای ادامه بقاء و زنده ماندن. این چیزی است که من در اینجا شاهدش هستم. قتل و کشتار، حمله‌های موشکی، مرگ بچه‌ها با گلوله، اینها قساوت است. و وقتی همه اینها را یک‌جا در ذهنم جمع می‌کنم، از احتمال فراموش شدن آن وحشت می‌کنم. اکثریت غالب این مردم، حتی اگر از نظر اقتصادی امکان گریز از اینجا را داشته باشند، حتی اگر واقعا بخواهند دست از مقاومت بردارند و خاک خود را رها کنند و بروند (و این، به نظر می‌رسد کوچک‌ترین هدف سفاکی‌های شارون است)، نمی‌توانند. برای این‌که حتی نمی‌توانند برای تقاضای ویزا به اسرائیل بروند، و برای این‌که کشورهای دیگر اجازه ورود به آنها نمی‌دهند، نه کشور ما و نه کشورهای عربی. برای همین است که من فکر می‌کنم وقتی تمام امکان زنده بودن فقط در یک وجب جا (غزه) خلاصه می شود و از آن نمی‌توان خارج شد، می توانیم از «نسل‌کشی» حرف بزنیم. شاید تو بتوانی معنی «نسل‌کشی» را، طبق قوانین بین‌المللی تعریف کنی. من الان آن‌ را در ذهن ندارم. اما من، اینک بهتر می‌توانم آن را تصویر کنم، البته امیدوارم. فکر می‌کنم تو می‌دانی که من دوست ندارم از این کلمات سنگین استفاده کنم. ولی واقعا سعی می‌کنم آن را تصویر کنم و بگذارم دیگران خودشان نتیجه‌گیری کنند. و با این‌حال، همچنان به توضیح و تشریح موقعیت ادامه می‌دهم. من فقط می‌خواهم برای مادرم بنویسم و به او بگویم که من شاهد این نسل‌کشی تاریخی و حیله‌گرانه هستم، که واقعا وحشت دارم، که مدام اعتقاد عمیق خود را به انسانیت و شفقت انسان مورد سوال قرار می‌دهم. اینها باید متوقف شود. فکر می‌کنم چقدر خوب است که همه ما، همه کارهای دیگر را رها کنیم و زندگی خود را وقف این کار کنیم. اصلا فکر نمی‌کنم که این کار اغراق است. من هنوز هم دوست دارم برقصم، دوست‌پسر داشته باشم و با دوستان و همکارانم شادی کنم و بخندم. ولی درعین حال می‌خواهم که اینها متوقف بشود: بی‌رحمی و شقاوت. این چیزی است که حس می‌کنم. من احساس ناامیدی می‌کنم. من متأسفم که این پستی و دنائت جزو واقعیت‌های جهان ماست، و این‌که ما، در عمل در آن شرکت می‌کنیم. این، آنی نیست که من برایش به دنیا آمدم، این، آنی نیست که مردم اینجا برایش به دنیا آمده باشند، این، دنیایی نیست که تو و بابا آرزویش می کردید؛ وقتی تصمیم گرفتید مرا داشته باشید. این، آنی نیست که من وقتی به دریاچه «کاپیتال» نگاه می‌کردم، می‌گفتم: «این است دنیای بزرگ! و من‌هم در آنم.» من دوست ندارم بگویم که می‌توانم در این دنیا در آسایش به‌سر ببرم و بدون هیچ نگرانی و در بی‌خبری کامل از شرکت خودم در این نسل‌کشی، زندگی کنم. باز هم انفجار بزرگی در دوردست. وقتی از فلسطین برگردم، با کابوس‌هایم دست به گریبان خواهم بود و احساس گناه خواهم کرد از این‌که در اینجا نمانده‌ام. اما می‌توانم خود را در کار زیاد غرق کنم. آمدن به اینجا، یکی از بهترین کارهایی است که تا به‌حال انجام داده‌ام. خواهش می‌کنم وقتی به نظر خل می‌آیم، یا اگر ارتش اسرائیل گرایشات نژادپرستانه خود را، که می‌خواهد «سفید»ها را زخمی نکند، کنار بگذارد، علت آن را شرافتمندانه، به این تعبیر کن که من در میانه یک نسل‌کشی هستم که خودم هم به‌طور غیرمستقیم از آن حمایت می‌کنم و دولت من در آن مسئولیت زیادی دارد. دوستت دارم، همان‌طور که بابا را. متأسفم از این که نامه بدی نوشته‌ام. خوب، الان آدم جالبی که کنار من است، کمی نخود به من داده، باید آنها را بخورم و تشکر کنم. ۲۷ فوریه ۲۰۰۳ راشل



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :راشل كوری ،



  • ما هیچ طویله ای را. . .
    هیچ خرابه ای را . . .
    هیچ زباله دانی را . . .
    به نام اسراییل قبول نداریم . . .
    چه برسد به یک کشور...
    "سید حسن نصرالله"

    آرش


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :